الفيض الكاشاني

32

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

ظاهرى از آن نمىداند ، در فهم آن با صاحبان دل مشاركت ندارد . لذا هر جمالى از ديدگاه كسى كه آن را ادراك مىكند محبوب است ، اگر آن را با دلش دريافته آن جمال ، محبوب دل اوست و مثال آن را در محبّت مردم به پيامبران و عالمان و ارباب مكارم و صاحبان اخلاق پسنديده مشاهده مىكنيم و اين امرى است كه پيوسته تصوّر مىشود ، اگر چه صورت و اعضاى ديگر زشت باشد . و مراد از حسن صورت باطن همين است ، هر چند حسّ آن را ادراك نمىكند . بلى حسّ آثارى را كه از حسن صادر مىشود و بر آن دلالت دارد ، درك مىكند تا آن جا كه اگر دل بدان دلالت يابد ، به آن مايل مىشود و دوستدار او مىگردد ، چه كسى كه پيامبر يا امام يا يكى از اولياى خدا را دوست مىدارد ، دوستى او براى محاسنى است كه از آنها بر وى مكشوف شده و هرگز به خاطر زيبايى صورت و يا خوبى اعمال آنها نيست ، بلكه بدين سبب است كه حسن اعمال آنها بر حسن صفات آنها كه منشأ افعالند ، دلالت كرده است ، زيرا اعمال آثارى هستند كه از صفات صادر مىشوند و بيانگر آنها هستند . كسى كه محاسن تصنيف مصنّفى يا زيباييهاى شعر شاعرى و نقش نقّاشى و بناى بنّايى را مىبيند ، از اين اعمال آنها به صفات خوبشان پى مىبرد كه چنانچه بررسى شود ، حاصل آن صفات به علم و قدرت آنها برگشت مىكند و هر چه معلوم از حيث جمال و جلال و عظمت شريفتر و كاملتر باشد ، علم شريفتر و زيباتر خواهد بود . و نيز هرگاه مقدور مرتبه‌اش بزرگتر و پايگاهش والاتر باشد ، مرتبهء قدرت بر آن بزرگتر و ارزش آن بالاتر است . برترين معلوم ، خداوند متعال است . به همين سبب شناخت خداوند بهترين و شريفترين دانشهاست و آنچه بدين دانشها نزديك باشد ، به اندازهء وابستگى آن از اين شرافت برخوردار است . لذا جمال صفات صدّيقان كه دلها به طبع خود آنها را دوست مىدارند ، به سه چيز بازگشت دارد : 1 - شناخت آنها نسبت به خداوند و فرشتگان و كتب و پيامبرانش و شرايع آنها . 2 - قدرت آنها بر اصلاح نفس خويش و اصلاح بندگان خدا از طريق ارشاد و سياست . 3 - منزّه بودن آنها از پستيها و پليديها و شهوتهايى كه بر دلها چيره است و انسان را از طريق خير باز مىدارد و به راههاى بد مىكشاند . امثال اينها هستند كه پيامبران و عالمان را دوست مىدارند ، پس اين صفات را بايد با صفات خداوند بسنجى . امّا علم بشر از اوّلين تا آخرين آنها كجا مىتواند با علم خداوند كه بر همه چيز احاطه دارد مقايسه شود ، احاطه‌اى كه نهايت ندارد تا آن جا كه به اندازهء ذرّه‌اى در آسمانها و زمين چيزى از او پنهان نيست و به همهء خلق خطاب فرموده كه : وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ